سبک نامه یک سمک

یک ماهی آزاد

1389/05/31

نه هر که آینه سازد سکندری داند

 

ساختن یک انسان جدید به طرز دلهره­آوری ساده است. بهمان سادگی که گربه­ها و موشها ساخته می­شوند..

 

1389/05/27

FOR EVER happy birthday to me

 

I LOVE YOU BUT I LOVE ME MORE 

 

1389/05/03

تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل..

1389/05/02

شما را به خدا اگر می­توانید قصور نکنید..

 

از گلستان سعدی حکایت است، حکیمی با درانداختن غلام لرزان دریا ندیده به اوج بحر، محنت غرقه شدن را به او چشاند تا قدر عافیت بداند و بنای زاری نگذارد. عافیتی که حتی در عصر مدرن، بسیاری از زاران دارند. بسیاری که حتی به قد خردلی از غصه مصیبت زن زباله­گرد قصه ما را نچشیده و باز به درد افسردگی دچارند. بسیاری که دیدن چهره رنج­کشیده زن زباله­گرد و توصیفش از خودکشی دخترش به قدری برایشان دردناک خواهد بود که ناخودآگاه به دخترک حق می­دهند که پس از آنکه مادر به پرسشش که چرا زندگی ما اینگونه است، پاسخ داد، سرنوشت ما همین است، دختر سرنوشت را اینگونه تغییر دهد. بسیاری که جز لعن و نفرین بر ظالمانی که ثروت این زاد و بوم را به جای تخفیف آلام این بیچاره مردم، صرف استقرار پایه­های قدرت بی­پایان می­کنند، کاری از پیش نمی­برند. بسیاری که در عرصه ابراز عقده­های شکمی و زیر شکمی پیشرواند. بسیاری که برای روشنفکر و سبز معرفی شدن گلوها پاره می­کنند و از آزادی داد سخن­ها می­رانند. از بسیاری، خطابم به همه است. شما را به خدا اگر می­توانید گرهی کوچک از درد این مردم باز کنید. سبز بودن تنها به بلند کردن صدا برای بازی کثیف سیاست نیست. سبز بودن یعنی حتی به گاهی که تمام مسئولان پشت کرده­اند، قدمی به سوی این به غایت بینوایان بردارید.. این بینوایانی که خدایشان هم از آنها روی برگردانیده و چاره­ای جز سوزاندن خود در تاریکی بعد افطار رمضان نمی­یابند.. شما را به خدا اگر می­توانید قصور نکنید..