سبک نامه یک سمک

یک ماهی آزاد

1390/09/22

توهم میلیاردی

 

   

One of the funniest facebook note I've ever read

1390/07/25

گریه کنم یا نکنم..



پ.ن: ایران رو که با تهدید و زور نشوندی پای سفره عقد و قباله شو زدی به نام خودت. حداقل این طوری ناموسشو حراج نکن بی انصاف..

1390/03/16

کفر از شرم یارمن مسلمان وار می آید!

1390/01/16

یک سده ایستاده بر نقطه صفر

  

چه فایده از زنده­باد آزادی.. چه فایده از آنکه دایم هوس سوختن ما می­کرد کاش می­آمد و از دور تماشا می­کرد..، هنگامیکه هفت شهر عشق را عطار گشت و ما هنوز اندر خم یک کوچه­ایم..  

    

1389/11/25

بین کارتهای بازی، تنها شاه دل است شاه بی سبیل..

 

 

 

1389/05/03

تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل..

1389/01/03

نمی دانم چه می خواهم بگویم..

 

... 

 

1388/11/13

از شکوفه ها باید آموخت: بهار در زمستان

  

 

حتی وقتی هیچ امیدی نیست، امید را باید ساخت.. 

 

1388/10/07

امروز یه طلوع تازه است..

  

خورشید، سلام.. 

 

1388/09/21

خلبانی که شازده کوچولو رو سرود..

 

 

  

یه وقتهایی واقعیت تالاپی و یهویی می­خوره تو سرت. این مرد همون کسیه که من سالها عاشقش بودم! می خواستم بشینم کنارش، تو هواپیمای تک­نفره­اش! و منو اون قدر بالا ببره که شاید برسونه به اخترک ب 612! متوجه شدید این کیه؟ این همون جناب آنتوان دو سنت اگزوپری مشهوره! و همون واقعیتیه که تالاپی و یهویی خورد تو سرم! حالا درسته که خداییش شازده کوچولو یه شعر بلنده و خالقشم قطعا یه شاعره ولی آخه انصاف بدید منکه قبلا ندیده بودمش، حالا چطوری عاشق این پیرمرد کچل بشم و عاشقانه بشینم ور دلشو قربون صدقه­اش برم که شازده کوچولو رو سروده؟!